از جمله وسایل تزیینی دسته های عزاداری است و قدمت آن به عهد صفویه می رسد . پایه ای است که بر روی آن یک صندوق و بر روی صندوق ، زبانه بلندی قرار دارد و شالی نیز بر سر زبانه می بندند و مانند علمات ، یک نفر آن را حمل می کند . (294) این کلمه در اصل به معنای دم اسب است ( در ترکی ) که بر سر علم می بسته اند . به نوشته دهخدا : « علم مانندی که بر سر آن به جای پرچم ، منگوله ای از پشم یا ابریشم آویزند ، بیرق ترکان عثمانی ، و آن دم اسبی بود بر سر نیزه و بر آن گروهه ای از زر . » (295)
« در اصل ، یکی از آلات جنگی بوده است . به نوشته حسین واعظ کاشفی در فتوت نامه « توق ، همین نیزه است ، اما به شرط آنکه پرچم داشته باشد ... توق ، اصل و نشانه را گویند و در هر لشکرگاهی که توق زدند ، هرکس می داند که جای او کجاست ، آنجا رود ... » در عصر صفویه ، توغ از تجهیزات دسته بود ، اما زبانه نداشت . اکنون توغها دارای زبانه هستند ... هر تکیه تعدادی توغ دارد که در روزهای خاص از ایام محرم ، آنها را جامه ( لباس ) می کنند ... مردم عزادار ، با نظمی خاص در دسته های سینه زنی و زنجیرزنی وارد تکیه شده و به دنبال آن توغها با شور و هیجانی خاص ، به همراه شیون و ناله مردان و زنان به حالت نیمه افراشته نگه داشته می شوند ... » (296) اینگونه احساسات و شعائر مذهبی ستودنی
صفحه 123
است ، ولی کاش نیمی از آنچه به تجهیزات و علمات و توق و ابزار ، بها داده می شود ، برای محتوای عاشورا و تعالیم نهضت امام حسین (ع) و هدف عزاداری بها داده شود .
294 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 216 .
295 - لغت نامه ، دهخدا .
296 - کیهان فرهنگی ( مجله ) ، سال 10 شماره 3 ، ص 31 .
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390 توسط قاسمعلی جمالی